مختصري از زندگينامه :

شهيدقربانعلي دودانگه درتاريخ 1314در روستاي اهك ازروستاهاي توابع شهرستان ابهراستان زنجان دريك خانواده مذهبي چشم به جهان گشود.وي در6ماهگي پدرخودرا ازدست داد و همراه مادر خويش به كرج آمدند و بعداً تحت سرپرستي شوهرمادرقرارگرفت. دوران ابتدايي راپشت سرگذاشت ولي به دليل فقرمالي همان دوران نوجواني شروع به كاركرد. همراه باكاربه تحصيل اول راهنمايي پرداخت بعدازاتمام ايندوره تحصيلي دردانشكده كشاورزي كرج مشغول به كارشد و درهمانجا درزمينه برق، كلاسهاي آموزشي راگذراند و همراه با كاربه ورزش دررشته كشتي نيز علاقمند شد و اوقات بيكاري خود را به كشتي مي پرداخت بعد از ازدواج مدتي در دانشكده كشاورزي شاغل بود ولي بعداً به استخدام رسمي دانشگاه تربيت معلّم درآمد بعد از پيروزي انقلاب و شروع جنگ بلافاصله دربسيج محله و اداره ثبت نام نمود و به آموزش نظامي پرداخت ازسال 60-65حضورمداوم درجبهــه هاي جنگ داشت و در حملــه هاي متعدد شركت نمود. بعد از چندين بار مجروحيت در15 اسفند 65 درعمليات كربلاي5 جبهه شلمچه به فيض شهادت نائل گرديد.

 فرازهايي ازوصيتنامه شهيد:

بنده ناقابل به تمامي شما سفارش مي كنم از اسلام و قرآن و دين خداوند ورهبر عزيزمان نهايت مواظبت را بنماييد و گوش به فرمان حضرت امام عزيزباشيد از خداوند تبارك وتعالي مي خواهم هر چه زودتر فرج مبارك حضرت امام زمان (عج) رانزديك فرمايد.

بنده اگرشهيد شدم و سعادت نصيبم شد، مرا در مزار گلزار شهيدان در امام زاده محمد دفن فرماييد و اگر بنيادشهيد پولي براي خرج شب قريب داد بگيريد وگرنه بنده چيزي ندارم كه خرجم كنيد.

تاریخ حضور در جبهه از سال 1360 الی 1365

تاریخ شهادت 14/12/65

محل شهادت: شلمچه «عملیات کربلای 5

    به اميدپيروزي حق برباطل ونابودي تمام ظالمين جهان .

 

 

 شهيد شفيع وحداني
    

       ولادت: 1328

        شهادت: 1361

&مختصري اززندگينامه شهيد:

شهيدشفيع وحداني درسال 1328در روستاي  خاچك از توابع استان مازندران چشم به جهان گشود. تحصيلات راهنمائي خود را در نظام قديم به پايان رسانيد در همان ابتداي نوجواني علاقه فراواني به قرآن داشت و به همين سبب درمكاتب قرآني شركت مستمرداشت و به خاطر اين كه دراين جلسات شركت داشت به شيخ شفيع معروف شده بود. پس از اتمام خدمت سربازي دخترعموي خويش رابه عقد خود درآورد كه ثمرة اين ازدواج يك دختر و يك پسر بود. وي پس از ازدواج وارد تهران شد و در دانشگاه فعاليتهاي سياسي ومذهبي خود را شروع كرد تا اين كه انقلاب شكوهمند اسلامي به پيروزي رسيد و در پستهاي مختلف از جمله به عنوان عضو انجمن اسلامي، مسئول حفاظت و پاكسازي و رئيس قرض الحسنه فعاليت داشت و در خارج از دانشگاه در جهادسازندگي فعاليت مداوم و مستمري داشت و در محل سكونت خود درمسجد وليعصر عضو بسيج هم بود و در سخنرانيها و نوحه خواني ها فعاليتمي نمود. با شروع جنگ تحميلي سه بار به جبهه رفت كه براي اولين باردر جبهه هاي دانيال شوش و براي بار دوم به سرپل ذهاب براي دفاع ازكشور اسلامي به جبهه هاي حق عليه باطل رفت. براي بار سوم و براي آخرين بار به شلمچه رفت.

در18ماه مبارك رمضان درمسجد وليعصرنوحه خواني كرد ومصيبت حضرت رقيه را خواند و فرداي آن روز يعني 19ماه مبارك رمضان به جبهه شلمچه رفت ودر 28 ماه مبارك رمضان سال 1361به درجه رفيع شهادت نائل گشت.